تبلیغات
سایت آوای فرهنگی شهر ایور
Mountain View

سلام هموطنان و همشهریان عزیزم

                

                                           

     

      

 

            به سایت آوای فرهنگی شهر ایور خوش آمدید.. 

          
          برای دسترسی به وبلاگ آموزشی من  برروی کلمه ی معلم کلیک نمایید.


[ جمعه 3 آبان 1392 ] [ 05:38 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

پاورپوینینت مربوط به خوا استثنا

کلمات و متن مربوط به خوا استثنا به صورت پاورپوینت

تقدیم به اولی های نازنین و باهوش




 شکلکهای جالب و متنوع آروین

شکلکهای جالب آروین شکلکهای جالب آروینشکلکهای جالب آروین                                                                                        
منبع: شکوفه های کلاس اولی من



موضوع:
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

دنیا دوروزه..

حتما ببینید!

زمان نمی ایستد و لحظه ها میروند قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم

WwW.FarsV.Com




[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 04:02 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

 

               siBxssF_425.jpg

باسلام وآرزوی خوشبختی برای تموم زوج های جوان داستان این جمعه البته کمی طنز است ولی امیدوارم ازخوندن آن لذت برده وازمشاجره های بی مورد درزندگی پرهیز کنید! و همیشه به هم عشق دهید:

رازجعبه ی کفش

زن وشوهری بیش از 60سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر مخفی نمیکردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد.

در همه ی این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود و در مورد جعبه فکر نمی کرد. اما بالاخره یکروز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند.

در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع رجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را از بالای کمد آورد و نزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد آن جعبه به شوهرش بگوید. واز او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و دسته ای پول داخل کیسه ای  پیدا کرد. پیرمرد در این باره ازهمسرش سوال کرد.

پیرزن گفت:”هنگامی که ما قول و قرار ازدواج گذاشتیم مادر بزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم باید ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.”

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. تمام سعی خود را به کار برد تا اشک هایش سرازیر نشود. فقط دو عروسک در جعبه بودند. پس همسرش فقط دو بار در طول تمام این سال های زندگی و عشق از او رنجیده بود. از این بابت در دلش شادمان شد.

سپس به همسرش رو کرد و گفت:”عزیزم، خوب، این در مورد عروسک ها بود. ولی در مورد این همه پول چطور؟ اینها از کجا آمده؟”

پیرزن در پاسخ گفت: ” آه عزیزم، این پولی است که از فروش عروسک ها بدست آورده ام.”



[ جمعه 9 اسفند 1392 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

معرفی یک همکار

باعرض سلام وادب عکس های زیر از کلاس همکارخوبم خانم اشتهاری است که همانطور که قبلا در یکی از پست ها اشاره شد درتاریخ ۸بهمن وقبل از آن طی دوبازدید متوجه شدم که ۵۰ درصد کلاس بعد از۴ ماه ازسال تحصیلی به سواد خوانداری رسیده اند ومی توانند کتاب داستان وهمه ی حروف را بخوانند. باتشکراز خانم احمدی مدیر توانا وباسابقه ی مولوی گرمه که عکس هارو هم ایشان برام ایمیل کردند وازآنجا که یکی از وظایف سرگروه های آموزشی شناسایی معلمین ساعی وفعال است برخود لازم دیدم این همکار رابیشتر معرفی کنم البته همکاران بسیارشایسته ی دیگری هم داریم که درفرصتی مقتضی ازآنان هم خواهید شنید بدون اغراق همه ی همکاران پایه ی اول دلسوز هستند وبنده کمترین آنها هستم.درپایان ازخانم احمدی درخواست می گردد چندعکس ازکلاس اول دیگر آن اموزشگاه وآموزگار دلسوز وفعال آن خانم مقصودی را نیز ارسال نمایند چون این همکار گرانقدر نیز خیلی کوشاودل سوزمی باشند..

اشتهاری 3.jpg

 

اشتهاری 2.jpg

 

اشتهاری 1.jpg

 

اشتهاری 4.jpg





موضوع:
[ چهارشنبه 7 اسفند 1392 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه کوهنوردی (6)

باعرض سلام وادب برنامه ی کوه پیمایی این هفته کمی سبک تربود جالب ترین خاطره ای که در این روز دوستمان هادی هم در عکس اولی به تصویر کشیده است دوئل خنده داری بود که درراه بازگشت یک بطری نوشابه ای کوچکی را دیدیم که روی دیواری گذاشته بودند وبخوبی دورو بر آنرا باکمک کلوخ وسنگ حصار بندی کرده بودند تا در اثر وزش باد همون جا باشد. سئوال پیش آمد که این بطری چی داره وچرا اونجاست؟! اما نزدیک نبود تا محتوی آن راببینیم ناگهان دوستمان حسین پیشنهاد داد ببینیم کی می تونه با سنگ آن بطری را پایین بندازه؟! باوجود خستگی عین زمون کودکی شروع به سنگ پراکنی کردیم! اما انگار این بطری نمی خواست سرنگون شه!! البته بعدکلی وقت سرانجام دراین دوئل خنده دار این من پیرمردبودم که برنده شدم وبطری بیچاره راسرنگون کردم !!!!!!!!!

.jpg

.jpg

.jpg

.jpg

 





موضوع:
[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

                

تبدیل موانع به فرصت

باعرض سلام به شما خوبان وهمراهان داستان هرجمعه ی این هفته را دوسه شب قبل در وبلاگ دوست وهمکار عزیزم حسن آقایی خوندم. امیدوارم مورد نظر شما گرامیان نیز قرار بگیرد:البته تصویر زیز را ازوبلاگ آق سوی گلستان گرفتم ..(گفتم منبع روگفته باشم تاحفظ امانت کرده باشم!) ارتباط این تصویر  به  داستان  را شما بفرمایید!!!!!!!!!!!:

 در روزگار قـــدیم ، پـادشاهی سـنگ بزرگــی را در یک جاده اصلی قـرار داد . سپس در

گوشه‌ای قایم شد تا ببیند چــه کسی آن را از جلــوی مسیر بـــر می‌دارد . بـــرخی از

بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هـای خود به کنار سنگ رسیدند ، آن را دور زدند و بــه راه

خود ادامه دادند.  بسیاری از آن‌هــا نیز به شاه بد و بیراه گفتند كــــه چرا دستور نداده

جاده را باز كنند. امّا هیچیك از آنان كاری به سنگ نداشتند. سپس یــك مرد روستایی

با بار سبزیجات به نزدیك سنگ رسید . بارش را زمین گذاشت و شانـه‌اش را زیر سنگ

قرار داد و سعی كـرد كه سنگ را به كنار جاده هل دهد . او بعد از زور زدن‌هـــا و عرق

ریختن‌های زیاد بالاخره موفق شد . هنگامی كه سراغ بـار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را

بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد كیسه‌ای زیر آن سنگ در زمـــین فرو

رفته است . كیسه را باز كرد پر از سكه‌های طلا بود و یادداشتی از جانب شاه كه این

سكه‌ها مال كسی است كه سنگ را از جــاده كنار بزند . آن مـــرد روستایی چیزی را

می‌دانست كه بسیاری از ما نمی‌دانیم !

هر مانعی ، فرصتی است تـا وضعیت‌مــان را بهبود بخشیم .



[ جمعه 2 اسفند 1392 ] [ 07:53 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه کوهنوردی 5

باعرض سلام وادب واحترام کوهنوردی این هفته را بادانش آموزان خوب کلاس ششم مدرسه مون ومعلم خوبشون دوست وهمکارعزیزم حسن حسین زاده رفتیم وبین راه بعضی ازاین نوجوان های ورزشی احساس خستگی می کردند اما پس ازفتح قله خیلی هیجانی شده بودند مخصوصا در بازگشت همه نوک قله رو به هم نشون می دادند ومی گفتند باورمان نمی شه چطور رفتیم! البته این قله یال های زیاد و غلط اندازی برای صعودداره که ما نزدیک ترین و تقریبا راحت ترین یال را انتخاب کردیم . درکل روز خیلی خوبی بود....

photo1578.jpg

 
photo1576.jpg 
 
 




موضوع:
[ شنبه 26 بهمن 1392 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

       

باعرض سلام وادب باتوجه به اینکه امروز قراره کمی دیرتر یعنی ساعت 8:30 به کوه پیمایی برویم داستان این هفته را الآن می گذارم امیدوارم مورد توجهتان قرار بگیرد: نسل ما هنوز یادشه زمونی که آب آشامیدنی راباچه زحمتی مادرا باکوزه ازچشمه ی نغمه ی نو ایور به خانه می آوردند خودمان هم برای مکتب خانه ی آخوندحبیب ومدرسه مون نوبتی به همین صورت آب آشامیدنی را تهیه می کردیم:

                                        کوزه شکسته


پیرزنی دو کوزه آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می ­گذاشت، آویخته بود و از این کوزه­ ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می­ کرد. یکی از این کوزه­ ها ترک داشت، درحالی که کوزه دیگر بی­ عیب و سالم بود و همه آب را در خود نگه می­ داشت.

هر بار که زن پس از پرکردن کوزه­ ها، راه دراز جویبار تا خانه را می­ پیمود، آب از کوزه ­ای که ترک داشت چکه می ­کرد و زمانی که زن به خانه می­ رسید، کوزه نیمه­ پر بود. دو سال تمام، هر روز زن این کار را انجام می­ داد و همیشه کوزه­ ای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست می ­داد.

البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می ­بالید. ولی بیچاره کوزۀ ترک ­دار از خودش خجالت می­ کشید. از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ­ای را که برایش در نظر گرفته بودند می ­توانست انجام دهد.

پس از دو سال سرانجام روزی کوزۀ ترک­ دار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم. زیرا این شکافی که در پهلوی من است سبب نشت آب می ­شود و زمانی که تو به خانه می­ رسی، من نیمه پر هستم.

پیرزن لبخندی زد و به کوزۀ ترک­ دار گفت:  آیا تو به گل­هائی که در این سوی راه، یعنی سوئی که تو هستی، توجه کرده ­ای؟ می ­بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است. من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می­ گردم تو آنها را آب بدهی. دو سال تمام من از گل­هائی که اینجا روئیده­ اند چیده ­ام  و خانه ­ام را با آنها آراسته­ ام. اگر تو این ترک را نداشتی، هرگز این گل­ها و زیبائی آنها به خانۀ من راه نمی یافت.

هر یک از ما عیب­ ها و کاستی­ های خود را داریم، ولی همین کاستی­ ها و عیب­ هاست  که زندگی ما را دلپذیر و شیرین می­ سازد. ما باید انسان­ها را همان جور که هستند بپذیریم و خوبی را که در آنهاست ببینیم.

برای همۀ شما کوزه­ های ترک برداشته آرزوی خوشی می­ کنم و یادتان باشد که گل­هائی را که در سمت شما روئیده ­اند ببوئید. از کاستی­ های خود نهراسیم زیرا خداوند در راه زندگی ما گل­هائی کاشته است  که کاستی­ های ما آنها را می­ رویاند.


 



[ جمعه 25 بهمن 1392 ] [ 08:09 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

پیام تبریک

پیام تبریک!

باخبرشدم که دوتن ازبازیکنان تیم فوتسال نوجوانان ولی عصر شهرمان بنامهای حسن یگانه راد و علی غلام زاده به همراه تیم پرده سرای کاخ شهرستان جاجرم درمسابقات استانی به مقام نائب قهرمانی رسیدند و مهم تر اینکه دوست عزیزمان حسن یگانه راد  با درخششی که ازخود نشان دادند به عضویت تیم منتخب استان درآمدند که برای مسابقات کشوری بازی خواهد کرد.این موفقیت را به جامعه ی ورزشی شهرمان به ویزه مربی دلسوز وکارآمد جناب آقای مجید نیازی صمیمانه تبریک عرض نموده وآرزوی افتخارآفرینی درتیم ملی برای حس آقا که چندسال قبل یکی ازگل های  سرسبد کلاس بودند را دارم!



[ سه شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه کوهنوردی (4)

باعرض سلام وعذرخواهی بابت تاخیرگذاشتن عکس ها دوستمان هادی جان عکس ها رو دیر ایمیل کرده که البته جریمه اش صادرشده وبخششی هم درکارنیست! اینجارو شاید باورتون نشه چون از داخل شهر سر قله خیلی تیز دیده می شه اما وقتی قله فتح می شه می بینید که این طرفش هم یک دنیایی است!

 





موضوع:
[ سه شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

دوچرخ سواری درزمستان

                                                             5af7302d62534ad58306794fa62383a9.gif



دوچرخه سواری در فصل سرما

دوچرخه سواری در هوای سرد،مخصوصا درمسیر شهر ایور وگرمه وجاجرم تاایستگاه امیرآباد ویا ازجاجرم به سمت سنخواست وخراشاه یکی از بهترین گزینه های دوچرخه سواری می تواند باشد.  تماشای مناظر زیبا بدون وجود حشرات ریز در فضا از مزایای دوچرخه سواری در فصول سرد سال می باشند. همچنین شما قادر هستید در این وضعیت آب و هوایی بدون نگرانی از گرم شدن بیش از حد دمای بدن، تمرینات سخت تری داشته باشید. اما برای داشتن حداکثر راحتی و حفظ ایمنی شخصی توصیه می شود برای داشتن بهترین کارایی، بدنتان را در ایده آل ترین شرایط نگه دارید، پوشیدن لباس های مناسب در شرایط جوی سرد از اهمیت زیادی برخوردار است.

دمای پایین تر هوا به این معنی است که شما باید استراتژی های مناسبی برای برای انتخاب لباس در نطر بگیرید. لباس های خیلی کم، باعث یخ زدن شما می شود. همچنین پوشیدن تعداد زیادی لباس باعث پختن شما از گرما خواهد شد. دوچرخه سواران باهوش از پوشش های لباس خود آگاهی کامل دارند و این کلید موفقیتشان است. پوشیدن چند لایه سبک به شما این اجازه را می دهد تا با تغییرات دما بتوانید لباس هایتان را کم و زیاد کنید و بدنتان را در برابر گرم و سرد شدن محافظت نمایید.

یک لایه اولیه با قدرت جذب خوببه شما کمک می کند تاعرق بدن را سریعتر دور کنید و بدنتان را در برابر کاهش دمای احتمالی، افزایش باد و کاهش فعالیت محافظت نمایید. یک لایه میانی و بصورت عایق، شما را گرم نگاه داشته و امکان گردش هوا را در سراسر بدن به شما می دهد. در نهایت، شما تمایل به داشتن یک لایه خارجی و سبک وزن خواهید داشت که بصورت بادگیر عمل کرده و در صورت نیاز به سرعت و شتاب زیاد، از شما در برابر عوامل نامساعد جوی محافظت خواهد نمود.

عرق کردن زیاد ممکن است در تابستان گرم برای شما خوب باشد، اما دمای رایج در فصول سرد بسیار متفاوت از دمای تابستان است. به این معنی که یکی از مهمترین چیزها در این فصل، تلاش برای داشتن پوششی در برابر سرما می باشد که شما را گرم نگهدارد اما نه خیلی گرم! شما نباید در خیس عرق شوید چون به محض کاهش دما یا کاهش سطح فعالیتتان، بدنتان شروع به لرزیدن از سرما خواهد کرد.

پوشیدن بیش از اندازه لباس در هوای سرد یکی از اشتباهات رایج دوچرخه سواران می باشد، و در واقع سبب گرم شدن بیش از حد در سریعترین زمان می گردد. اگر شما، حتی پیش از شروع دوچرخه سواری احساس گرم و راحتی داشته باشید، به محض شروع فعالیت احساس گرمای شدید خواهید کرد. پس سعی کنید دوچرخه سواری را با پوشش سبک تر و امکان افزایش لایه های اضافی در صورت لزوم، شروع کنید.

برای مدیریت نوسانات دمایی، از ساق دست و پا استفاده کنید

یکی از متنوع ترین و در دسترس ترین لوازم دوچرخه سواری در هوای سرد ساق های دست و پا می باشند. این ساق ها، با کاربردی آسان سبب گرم نگهداشتن شما در هنگام شروع دوچرخه سواری بخصوص در یک صبح سرد می شود، همچنین امکان درآوردن سریع و جاشدن در جیب لباس از مزایای دیگر این ساق ها می باشد که با گرم شدن هوا و داغ شدن بدن می توان انجام داد.

سر خود را بپوشانید

یک راه ساده برای متعادل نگهداشتن دمای بدن پوشاندن سر و در مواقع لازم برداشتن این پوشش است. فقط کافیست دورتادور گوشهایتان را بپوشانید یا از دستمال سرهای نازک که زیر کلاه ایمنی قرار می گیرند استفاده کنید. با اینکار کمک بزرگی به حفظ دمای بدنتان خواهید نمود زیرا یکی از قسمت هایی است که بیشترین اتلاف دما را دارد. همانند ساق های دست و پا، پوشش های سر نیز امکان استفاده آسان و پوشیدن و درآوردن در مواقع لازم را دارند و جای بسیار کمی در جیب یا کوله شما اشغال می نمایند.

مقابله با سرما

هیچ ترفند پیچیده و روش منحصری برای مقابله با سرما وجود ندارد، اما هیچ تردیدی نیست که با یادآوری و استفاده از مفاهیم و روش های ساده گفته شده در این مقاله، می توانید با برداشتن لباس های مناسب از دوچرخه سواری در هوای سرد لذت برده و یک دوچرخه سوار زیرک و آگاه باشید.

برای خودتان زندگی کنید

اینومن همیشه به دوستان گفته ام تو مسیرهای کوتاه هم ازکلاه ایمنی وعینک (یووی) استفاده کنید وکاری به قضاوت های دیگران نداشته باشید که می خواهند درباره ی شما چه بگویند.من حتی مسیر منزل تا مدرسه را نیز ازکلاه مخصوص وعینک استفاده می کنم و.....



[ جمعه 18 بهمن 1392 ] [ 09:52 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

                  dastan kotah  داستان های کوتاه جدید 
مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید         

ادامه مطلب
[ جمعه 18 بهمن 1392 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

چهلمین روزدرگذشت معلم فداکارعلی محمدزاده

اربعین گل شدوبلبل هنوزباورندارد.......................

ما همه از خدائیم و وهمه بسوی او بازمی گردیم

دراربعین  دوست وهمکارعزیزم  شادروان علی محمدزاده یاد وخاطراتش را گرامی داشته ازخدای بزرگ برای آن یار سفرکرده علو درجات وبرای بازماندگان صبر واجری جزیل مسئلت می داریم.



[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

بازخورد: نقطه ی پرگارارزشیابی توصیفی

دکتر محمد حسنی عضو هیات علمی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی  دروبلاگ خود نوشته است:من در آثارم همچنین در کارگاه ها و سخنرانی هایم به این نکته اشاره کرده ام که نقطه پرگار ارزشیابی کیفی توصیفی در بازخورد است . ازمیان بازخورهای متنوع بازخورد بازخود گفتاری رو درو با دانش آموز یکی از حساس ترین و موثر ترین بازخوردهاست . در بازخورد ها باید به دانش آموز کمک کرد که گام هایش را بهتر و موثر تر بردارد. در کلام و بازخورد معلم اثری شفابخش و یا معجزه اسا وجود دارد. و برعکس در بازخوردهای نامناسب و نادرست معلم مرگ آور و تهدید کننده و نابود کننده سرمایه وجودی دانش آموز است. بازخوردهای معلم به یک دانش آموز در حال تکاپو برای فهمیدن و یادگرفتن مانند یک معجزه او را متحول می کند. بازخوردها می تواند دانش آموز را به چالش بیشتر اندازد و ظرفیت هایش را کشف کند رشد کند و در مسیر پر نشیب و فراز یادگیری پیش برود. برعکس می تواند او را در جایش میخکوب کند. گل های ذوق و همتش را پرپر کند.چندی پیش داستانی را خواندم که با این دیدگاه من تناسب زیادی داشت این داستان می تواند معجزه بازخورد سازنده و انسانی را بیش از پیش اشکار کند. یک از مولفه هی بازخورد بخش بیان موفقیت هاست . دراین بخش معلم می تواند نور امید و روشنایی نگاه مثبت به توانمندی های خود را در بر وجود ش بتاباند. بازخورد سازنده می تواند جلوه ای از معجزه امید باشد.

گروهی قورباغه از بیشه ای عبور می كردند . دو قورباغه از بین آنها درون چاله ای عمیق افتادند . وقتی كه قورباغه‌های دیگر دیدند كه چاله خیلی عمیق است به آنها  که در حال تلاش کردن بودند. گفتند:  چاله خیلی عمیق است شما حتما" خواهید مرد.  با این حال دو قورباغه سعی می كردند که از چاله بیرون بپرند. قورباغه های بیرون از چاله  مرتب فریاد می زدند : فاید ندارد موفق نمی شوید . سرانجام یكی از قورباغه ها به آنچه كه قورباغه های دیگر می گفتند اعتنا كرد و ناامید دست از تلاش كشید و به زمین افتاد و مرد

قورباغه دیگر به سختی و با تمام توان به تلاش خود ادامه داد . آنها که بیرون از چاله بودند دوباره فریاد زدند : به خودت زحمت نده ، دیگر نپر ، تو خواهی مرد . اما قورباغه تنها به پریدن ادامه داد وسرانجام توانست از آنجا خارج شود، وقتی اواز چاله خارج شد قورباغه های دیگر گفتند:« نمی شنیدی كه ما چه می گفتیم ؟

قورباغه نفس زنان  به آنها توضیح داد كه ناشنواست. او فكر می كرد آنها تمام مدت او را تشویق می‌كردند 


[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

برداشت های اشتباه از ارزرشیابی کیفی توصیفی در دوره ابتدایی

برداشت های اشتباه از  ارزرشیابی کیفی توصیفی  در دوره ابتدایی

متاسفانه هنوزهم هستند همکارانی که این شیوه ی ارزشیابی راتوجیه نشده اندوهمان استرس های شب های امتحان رابردانش آموزان تحمیل می کنند و تاسف بارتر اینکه مدارسی شاگرداول ودوم وسوم انتخاب می کنند وجایزه به این گروه می دهندالبته هزینه ی جایزه هم که برعهده ی اولیاست.  وقتی هم این اشتباه آنان رامتذکر شدم  آن رادخالت تلقی نمودندوازمن دل خورشدند!متن زیر را از وبلاگ دکتر محمد حسنی عضو هیات علمی موسسه پژوهشی برنامه ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی گرفته ام امیدوارم مورد استفاده ی همه ی همکاران بزرگوار و خانواده های محترم قرار بگیرد. برای خواندن لطفا به ادامه ی مطلب بروید.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

آنچه مادران شاغل باید بدونند!

 
همه کودکان به یک شیوه با مسئله جدایی از مادر برخورد نمی‌کنند؛ بعضی از آنها با خوشحالی از مادر خداحافظی می‌کنند تا به محل کارش برود و بعضی دیگر ساعت‌ها گریه می‌کنند.

همشهری آنلاین: بنابراین با توجه به شرایط خود و فرزندتان به‌گونه‌ای تصمیم بگیرید که به نفع هر دوی شما باشد. انجام وظایف مادری شاید یکی از جالب‌ترین، مشکل‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین وظایفی است که هر کس در نقش مادر آن را تجربه می‌کند. حالا اگر به این موضوع احساسات ناشی از تنها گذاشتن فرزندتان در خانه و بازگشت به محیط کار را هم اضافه کنید، آنگاه عظمت کار مادران شاغل را بیشتر درک می‌کنید. شاید ابتدا به‌نظر آسان برسد اما لحظه دل کندن مادر از فرزند برای رفتن به سر کار تجربه‌ای است که هر مادر شاغلی با آن آشناست.

همه مادران هنگام برگشت به محیط کار با سؤالاتی مانند اینها مواجه می‌شوند:«آیا می‌توانم همزمان از عهده وظایف کاری و خانوادگی خود برآیم؟ اگر نتوانم سر کار بروم چطور می‌توانیم از عهده مخارج برآییم؟ آیا می‌توانم از خودم راضی باشم؟ این موضوع چه تأثیری بر فرزندم می‌گذارد ؟و...».  در واقع همه مادران شاغل با این سوالات مهم مواجه می‌شوند و بهتر است هر کس با توجه به کمک و مشورت با دیگران در نهایت تصمیم بگیرد.

بقیه اش رادر ادامه  مطلب بخوانید!


ادامه مطلب


موضوع:
[ دوشنبه 14 بهمن 1392 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

زنگ تفریح و.....!

زنگ تفریح و.......!



[ یکشنبه 13 بهمن 1392 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

درمان شب ادراری

15 راه برای درمان شب ادراری کودکتان

15 راه برای درمان شب ادراری کودکتان

خجالت، کم رویی، گوشه گیری و احساس افسردگی از جمله عوارض روانی شب ادراری است که موجب افزایش اضطراب کودک و در نتیجه تاخیر در درمان او می شود.
پسر 7 ساله ای دارم که بعضی از شب ها شب ادراری دارد، چه کارهایی برای حل مشکل او باید انجام دهم، لطفا مرا راهنمایی کنید.
مشاور: شب ادراری کودکان می تواند دلایل گوناگونی داشته باشد که برخی از آن ها جنبه جسمی و فیزیکی دارد و برخی دیگر جنبه روحی و روانی، در اغلب موارد کودک با هر دو مسئله درگیر است. شب ادراری می تواند از نوع اولیه باشد که بیشتر جنبه ارثی دارد ( از ابتدا بوده و قطع نشده ) و یا ثانویه و کنشی باشد که پس از آن که کنترل شده، دوباره به علت ترس و عوامل هیجانی، شروع شده است.
برای خواندن راه های درمان برروی ادامه مطلب کلیک کنید.
منبع: وبلاگ روان شناسی آموزشگاهی وkhorasannews.com

ادامه مطلب
[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یه داستان

باسلام خدمت شما خوبان وعذرخواهی بابت تاخیر گذاشتن داستان امروز چون اینترنت قطع بود داستان این هفته رو باتوجه به  تقاضای چند مخاطب  عزیزم کمی متفاوت برگزیدم  شماهم امیدوارم خوشتون بیاد:

داستان کوتاه وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .

به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .

آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم .

من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود.

از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش نشسته بودم.

تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه.

بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .

روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .

من با کسی قرار نداشتم.

ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم

درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید .

من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود.

آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” .

یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید

من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره

میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم

قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی

با وقار خاص و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم .

من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه

من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد.

با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه.

اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم

اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم”

سالهای خیلی زیادی گذشت ...

به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده

فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند

یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه

دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته

این چیزی هست که اون نوشته بود:

” تمام توجهم به اون بود.

آرزو میکردم که عشقش برای من باشه.

اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم.

من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه.

من عاشقش هستم.

اما …. من خجالتی ام … نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….



[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه کوهنوردی

.....واین هم منتخبی ازعکس هایی که با دوستان دیروز به کوه پیمایی اومدیم. جای شماخالی!! (این پیرمردکه عصاوعینک داره منم!)

 

                 

 

 





موضوع:
[ شنبه 5 بهمن 1392 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

نمونه سئوالات کلاس دوم تاششم ابتدایی

باسلام خدمت شما باتوجه به درخواست برخی همکاران واولیای گرامی دراین پست نمونه سئوالات کلاسهای دوم تا ششم را که ازکانون قلم چی گرفته ام می گذارم برای دریافت ابتدا برروی کلاس موردنظر وسپس برروی درس موردنظر کلیک نمایید. درضمن صبورباشید پی دی اف ها کمی دیرباز می شود.

ششم دبستان
Expand پنجم دبستانپنجم دبستان
Expand چهارم دبستانچهارم دبستان
Expand سوم دبستانسوم دبستان
Expand دوم دبستاندوم دبستان


[ جمعه 4 بهمن 1392 ] [ 10:40 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

زخم معده-علل وراه های درمان

باسلام وعرض ادب حضورشما خوبان: موضوع زخم معده البته که یه موضوع پزشکی است ودرتخصص ما نیست که اظهار نظری بکنیم اما از آنجا که خیلی از افراد را می بینیم که ازاین بیماری رنج می برند امروز این مطلب رااز وبلاگ همکارخوبم خانم محسن نزاد که اوهم حتما عنوان یه معلم احساس نیاز کرده که اطلاعات بیشتری به سایرافرادبدهد گرفتم وتقدیم شما سروران می کنم:

زخم معده و اثنی‌عشر بیماری نسبتاً شایعی در ایران است که باعث بروز درد و علایمی مثل چنگ زدن سردل، ضعف رفتن، سنگینی بعد از خوردن غذا در ناحیه بالای شکم می‌شود.

http://stomachulcersymptoms.org/files/2011/01/stomach_ulcer_symptoms1.jpg

زخم معده عفونتی است که عمدتاً به علت افزایش ترشح اسید کلریدریک، در مخاط داخلی معده رُخ می‌دهد. این اسید‌ توسط سلول‌های پوشش داخلی معده ترشح شده و پوشش داخلی معده را تضعیف می‌کنند. به عبارت دیگر هرگاه تعادل بین اسید معده و سد دفاعی مخاط معده برهم می‎خورد،زخم معده ایجاد می‌شود یا به عبارت دیگر ترشح بیش از حد اسید معده به هر دلیلی می‎تواند منجر به ایجاد زخم گوارشی شود.

علت ابتلا به زخم معده

افزایش ترشح اسید هیدروکلریک عمدتاً به دلایلی نظیر پرخوری، مصرف غذاهای سنگین به صورت مکرر، خوردن بیش از حد غذاهای تند، سیگار کشیدن، نوشیدن قهوه و الکل، مسمومیت‌های غذایی، عفونت هلیکوباکتر پیلوری، التهاب معده، سندرم زولینگر- الیسون و زخم های ناشی از استرس از علل اصلی پیدایش زخم معده می باشند.

 

یکی از شایع‎ترین علل ابتلا به زخم معده ، مصرف داروهای ضدالتهابی غیراستروییدی همانند آسپرین، بروفن، ایبوپروفداروهای مسکنی مثل پروفن، ژلوفن، ایندومتاسین و … در انواع شکل‎ها چه به صورت کپسول، تزریقی یا شیاف می‎تواند از عوامل مهم ابتلا به بیماری باشد که بهترین راه پیشگیری این است که داروها را حتماً با مشورت پزشک متخصص مصرف کنیم.

سن ابتلا به زخم معده:

زخم اثنی‌عشر در جوانان بیشتر نمود دارد، اما زخم معده در سنین بالای ۴۵ سال بیشتر دیده می‌شود که در مردان مشهودتر است. نکته قابل توجه رعایت بهداشت عمومی است که بسیار مهم و ضروری تلقی می‌شود.

http://www.healthclop.com/wp-content/uploads/2013/04/stomach_ulcer_-symptoms_illustration.jpg

پرهیز غذایی در بیماران مبتلا به زخم معده:

برای بیماران مبتلا به زخم‎های فوق‌الذکر باید بیمار از خوردن غذاهای تند و ترشی حاوی فلفل و ادویه، میوه‎های ترش، قرص‎های مسکن و بعضی داروها همچنین غذاهای پرحجم و سنگین اجتناب کند.http://ulcerdisease.net/files/2010/06/ulcer-gastric.jpg

درمان گیاهی و سنتی:
 
1- عسل بخورید : بدون نان و بصورت خالی آهسته آهسته لیس زده و قاشق را تمیز کنید . این دستور را یک ماه پی در پی انجام دهید . 
 
2- شربت زنجبیل : برای تهیه ی شربت زنجبیل یك قاشق چایخوری پودر خشك زنجبیل و یا دو قاشق چایخوری زنجیبل رنده شده تازه را در داخل قوری ریخته روی آن آب حوش بریزید و به مدت پنج دقیقه آنرا با حرارت ملایم دم كنید و سپس آنرا با عسل شیرین كرده و میل كنید.
 
چای زنجبیل هر چقدر بیشتر بماند و دم بكشد تندتر می‌شود. حتی می‌توان چای زنجبیل را بعد از سرد شدن در داخل یخچال گذاشت و خنك كرد و مانند یك نوشابه سرد استفاده كرد. برای تهیه شربت زنجبیل یك قسمت زنجبیل رنده شده را با سه قسمت عسل مخلوط كرده و در شیشه در بسته در یخچال نگهداری كنید و هر موقع خواستید مصرف كنید .
 
3- سیر بخورید : مصرف سیر ،زخم معده را چه كهنه و مزمن باشد چه تازه، درمان می كند.
 
4- رژیم انگور : برای معالجه اولسر معده باید مدت دو ماه در ماه های شهریور و مهر ،رژیم انگور گرفت.در هر سال دو ماه كمی امساك كنید و جز انگور چیزی نخورید و با این امساك سلامت از دست رفته خود را باز یابید.
 
5- بابونه ی شیرازی : هر روز دو وعده 1 لیوان دمنوش بابونه میل شود.
 
6- شیرین بیان :  مصرف شیرین بیان می تواند برای درمان زخم معده بسیار مفید و موثر واقع گردد . البته یاد آور می شود کسانی که دچار بیماری های قلبی - عروقی یا فشار خون بالا هستند باید از مصرف زیاد شیرین بیان اجتناب کنند . همچنین مصرف بی رویه آن موجب اِدِم یا ورم مفاصل میشود.
 
http://images.netdoctor.co.uk/ukcuk890759000_lrg-stomach-ulcer.jpg
7- شنبلیله : گیاه شنبلیله دارای اثر خنک‌کنندگی بدن است. با استفاده از دانه شنبلیله و آب یک چای گیاهی آماده کنید. کافی است دانه (بذر) شنبلیله را در آب خیس کنید. در نتیجه خیس کردن بذر شنبلیله در آب، یک مایع لعاب‌دار حاصل می‌شود. نوشیدن این مایع، در تشکیل غشای محافظ روی دیواره معده و روده مؤثر است، که این امر نیز باعث کاهش شدت زخم خواهد شد.ن

، ژلوفن و ناپروکسن، کورتیکو استروییدها، است.

 



[ جمعه 4 بهمن 1392 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

باسلام خدمت شماخوبان  چون فرداصبح میخواهیم به اتفاق دوستان به کوه پیمایی برویم داستان این هفته را دراین ساعت می گذارم :

زنجیر عشق

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز می‌گشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمده‌ام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست.

وقتی اسمیت لاستیک را عوض کرد و درب صندوق عقب را بست که آماده رفتن شود، زن پرسید: من چقدر باید بپردازم؟
اسمیت پاسخ داد: شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در چنین شرایطی بوده‌ام؛ روزی شخصی پس از اینکه به من کمک کرد، گفت اگر واقعاً می‌خواهی بدهی‌ات را بپردازی، باید نگذاری زنجیر
عشق به تو ختم شود.

چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی را دید و داخل شد تا چیزی میل کند و بعد به راهش ادامه دهد؛ اما نتوانست بی‌توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمت باردار بگذرد، او داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست و احتمالاً هرگز نخواهد فهمید، وقتی پیشخدمت برگشت تا بقیه صد دلار  را بیاورد، زن بیرون رفته بود، درحالیکه روی دستمال سفره یادداشتی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته را خواند اشک در چشمانش حلقه زد؛ در یادداشت نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این موقعیت بوده‌ام؛ یک نفر به من کمک کرد و گفت اگر می‌خواهی بدهی‌ات را به من بپردازی، نباید بگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.”

همان شب وقتی زن پیشخدمت به خانه برگشت، درحالیکه به ماجرای پیش آمده فکر می‌کرد به شوهرش گفت: ”دوستت دارم اسمیت! همه چیز داره درست میشه..”



[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

دهکده ی ریاضی اول (تم 14و15)

باعرض سلام وتشکرازهمکارخوبمان خانم بزرگی ابراهیمی دراین پست با دو تم ۱۴ و۱۵ ریاضی  درخدمت شما خوبان می باشم . ابتدا تم ۱۴



توجه در صفحه ی 7 متن سوال مربوط به جدول شگفت انگیز اشتباه تایپ گردیده است .
 
واین هم تم ۱۵:




موضوع:
[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

عشق ودیگرهیچ........



[ یکشنبه 29 دی 1392 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه کوهنوردی

باسلام وخداقوت یکی از عکس های دیروز را گذاشتم.

ازعکاسی خوب دوست عزیزمان سیدحسن سامی هم تشکر می شود که طبیعت زیبای ایور را به حوبی به تصویر کشیده است.

 دوستانی که مایلند هرجمعه به ما ملحق شوند روز قبل هماهنگ کنند.

img_Û²Û°Û±Û´Û°Û±Û±Û·_Û±Û²Û°Û±Û±Û².jpg





موضوع:
[ شنبه 28 دی 1392 ] [ 01:20 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

روان شناسی واسباب بازی

برای فرزندانتان ،
بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگری ، بادکنک بخرید

 

 - به او یاد میدهد که باید بزرگ باشد اما سبک ،
تا بتواند بالاتر برود .
- به او یاد میدهد که چیزهای دوست داشتنی می‌توانند در یک لحظه ، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین بروند ،
پس نباید زیاد به آنها وابسته بشود .
و مهمتر از همه :
- به او یاد میدهد که وقتی چیزی را دوست دارد نباید آنقدر به او نزدیک شود و به او فشار بیاورد که راه نفس کشیدنش را ببندد ،
چون ممکن است برای همیشه او را از دست بدهد …

منبع:وبسایت کودکان دیروزامروزفردا





موضوع:
[ جمعه 27 دی 1392 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

فرم املای خوشه ای


 با سلام وعرض ادب

              

آزمون عملکردی وفرم املای خوشه ای

ویژه  ی درست نویسی فارسی سوم ابتدایی

دانلود

 





موضوع:
[ جمعه 27 دی 1392 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه بایک داستان

          

                  dastan kotah  داستان های کوتاه جدید 

عروسی که تصمیم گرفت به مادرشوهر سم دهد!

 

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

 



[ پنجشنبه 26 دی 1392 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

آقایون این عکس رانبینند!

زنی هنگام بیرون رفتن برای شوهرش یادداشت زیر را نوشت: نصف سیب زمینی ها رو پوست بکن و بعد بیانداز در آب ِجوش ،تا من برسم خانه... حالا ببینید شوهرش چیکار کرده؟!؟
(خوب شد یکی مثل خودم پیداکردم-اعتراف دیگه!)
منبع: پایگاه خبری گرمه


[ سه شنبه 24 دی 1392 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]