تبلیغات
سایت آوای فرهنگی شهر ایور - مطالب اسفند 1392
Mountain View

پیشاپیش عیدتان مبارک باد



[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

عکس هایی به یادگارازهفته ی آخراسفند92

عکس هایی به یادگار ازهفته ی آخراسفند۹۲ با کلاس اولی های عزیزم (جای ۳نفرازوروجک های غایب خالی است) ! خودتان ازنگاهشون بفهمید که چی می کشم از دست اینا!! حتی تو عکس هم برخی نقص توجه دارند!!

 

عکس2.jpgعکس 1.jpg

عکس3.jpg




موضوع:
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

جلسه ی توجیهی اولیای محترم درخصوص تکالیف نوروزی

بدینوسیله از حضورسبز تمامی اولیای محترم  درجلسه ی توجیهی تکالیف امتدادی نوروزی درروز پنجشنبه ۲۲  اسفند دردبستان تقدیر وتشکر می نمایم. درضمن از زحمات دوست وهمکار عزیزم آقای یگانه راد نیز که نهایت همکاری را در اجرای بهتر این برنامه ها دارند کمال تشکر وامتنان را دارم :





موضوع:
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

خداقوت به گروه درس پژوهی

گره درس پژوهی اندیشه پایه ی اول شهرستان گرمه

برخودلازم می دانم که به همکاران خوبم در گروه خدا قوت عرض کنم.خوشبحتانه اعضای گروه تاکنون گام به گام پیش آمده اند اما از مهم ترین موانع و محدودیت ها که می توان به آن اشاره کرداینکه متاسفانه برخی مدیران مدارس بحشنامه ی این طرح پزوهشی را حتی برای یک بار کامل ودقیق مطالعه نکرده اند! باید به آنها یادآورشوم که درس پژوهی مانند الگوهای برترتدریس نیست که بایکی دوبار طراحی واجرا کار را تمام شده تلقی کرد. درس پژوهی در درسی اتفاق می افتد که چند معلم در اجرای آن با هم اختلاف نظر دارند. درس پزوهی آن نیست که ما دلمان می خواهد اتفاق بیفتد. من در همین وبلاگ در سه -چهار پست در باره ی این موضوع مطلب گذاشته ام! به هرحال اگرقراراست پژوهشی انجام گیرد همکاری لازم است. قانونگذار پیش بینی کلاس خالی را هم کرده است. همکارمحترم ما به جای اینکه تمرکزش در فرایند این طرح باشدباید چوابگوی مدیرش باشدکه چرا کلاسش خالی است! اگر اینگونه پیش رود مسلما فرصت نقد وبررسی و چندبار تدریس ونحوه ی پاسخ گیری از سوی فراگیران را از گروه خواهیم گرفت.

درضمن ما به دنبال برنده شدن نیستیم. ما به دنبال روشی هستیم که فرایند یاددهی-یادگیری را تسهیل کند. تمام دغدغه ی گروه آموزش بهتر است. دنبال ترفیع درجه وتشویقی و... نیستیم و بارها به دوستان عرض کرده ام اساس کارتان عشق دادن به کودکان باشد و درست به همین دلیل عزل ونصب مدیران برایمان اهمیت چندانی ندارد. البته وجود مدیری که مشرف به مسائل آموزشی وپرورشی باشد نعمت بزرگی است اما ما باید نقش خودمان را پیدا کنیم و بجای اینکه آدم مهمی باشیم به مفید بودن فکرکنیم. عیب جامعه ی ما همین است که افراد بجای اینکه بخواهند مفید باشند می خواهند مهم باشند!

درس پزوهی.jpg

درس پزوهی 2.jpg

 


[ شنبه 17 اسفند 1392 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

تکلیف فعالیت محوری برای تعطیلات نوروزی

    

                       تکلیف فعالیت محوری نوروزی

       سال گذشته برای کلاس خودم بااندکی تغییر...

باسلام وعرض ادب وتبریک زودهنگام سال جدیدبه استحضارمیرساندتکالیف نوروزی امسال نیزفعالیت محوری پیشنهاد شده است وهمکاران عزیزدرچهارچوب فعالیت تکلیف بدهند. تکلیف امتدادی که سال گذشته به کلاس خودم دادم ازنظر گرامیتان می گذرد . البته اینها تکالیف عمومی ودرسطح همه است. اگرخاتواده های محترم احساس می کنند این تکالیف کافی نیست می توانند باتوجه به نیازوتشخیص خودشان تکلیف دیگری هم اضافه کنند اما سعی شود برای بچه ها خسته کننده نباشد:

دانش آموزان عزیز ودوست داشتنی من :

همانطورکه می دانید تعطیلات نوروزی مانند تعطیلات ایام هفته کوتاه نیست بلکه کمی طولانی است واگر غفلت کنیم ممکن است خواندن بعضی کلمه ها یابعضی درس های کتاب های دیگر را فراموش کنیم. ازطرفی تعطیلات است ودوست دارید خوش بگذرانید! بله حق با شماست اما خوش گذشتن که فقط به بازی کردن نیست آخه شما دانش آموزید مگه نمی خواهید کتاب های داستان را روان بخوانید؟! خوب چه فرصتی بهتر از این ؟! چند توصیه ی دوستانه می کنم ببینم بعد از اتمام تعطیلات کی توانسته از فرصت ها استفاده کند: ۱-دردیدوبازدید ازبزرگترها واقوام ودوستان آداب معاشرت وگفت وگو را رعایت کنید.۲-ازطبیعت زیبای شهرایور ازجاهایی مانند شیرآبی -شاه باد-کلاته ی گرمه وغول آباد و....بازدیدی داشته باشیدوخاطره ای ازاین باازدیدها را نقاشی کرده وبنویسید.۳-اگرمسافرت رفتیدبین راه تابلوها را بلند بخوانید.درضمن به عنوان پلیس یاربه پدر مادر یاهرراننده ای که سرعت یا سبقت بی مورد می گیردحتما تذکردهید.۴-روزی ۳آیه وعبارت قرآنی بخوانید.۵-ورزش وبازی خوب وشادی بخش اند لذت ببرید اما زیاده روی نکنید.۶-بازی باکلمات وخل جدول های مربع شگفت انگیز هم یادتان نرود.۷-تمرین جمع وتفریق وکارباابزاروخط کش را دربرنامه تان قرار دهید.۸-هفته ای یک  املا شما به بزگتررها ویک املا هم بزرگترها به شما بگویند.۹-زیاد شکلات وشیرینی نخورید. ۱۰- روزی یه بارحمام هم می چسبه!

تعطیلات خوش بگذره! همه تونو می بوسم! به امید دیدار!

این تکلیف سال گذشته بود بازهم اگه تغییراتی به نظرم رسید در همین پست می گذارم..

درضمن بعدازتعطیلات نوروزی جشنواره ای ازفعالیت های دانش آموزان عزیز با حضور اولیای محترم دردبستان خواهیم داشت..

 

 

 

 





موضوع:
[ پنجشنبه 15 اسفند 1392 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

سپاس فراوان..

محبت مربی به دانش اموز

برخودلازم می دانم تا از حضور همکاران خوبم درجلسه ی امروزدرس پزوهی 

تقدیروتشکرنمایم. امروز پنجمین نشست و هم اندیشی بودویک تدریس درکلاس واقعی که کمی به درازا کشیدولی امیدوارکننده است چون تمام ویژگی های یک پزوهش رادارد وهمین اختلاف نظر در طراحی واجرا باعث کمک به آموزش خواهد شد واصلا برنده شدن هدف اصلی نیست.البته هرطرحی موانع ومحدودیت هایی داردواین طرح نیز مستثنی نیست. وشما امروز دیدید که چگونه بقیه ی همکاران در پایه های دیگر نیز به ما کمک می کردند! .آری مابرای آموختن به دنیا آمده ایم. جهان معلم ماست و درس های دنیا نیز پایان ناپذیرند.

 

                   

                                     سپاس فراوان...

 





موضوع:
[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 12:20 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

معرفی یک همکار

باسلام وتشکرفراوان ازخانم احمدی که عکس هایی ازکلاس اول دیگر دبستان مولوی راایمیل نمودند . همکارمحترمه ی پایه ی اول دراین پست سرکار خانم مقصودی می باشند که ازآموزگاران باسابقه وچهره ی شناخته شده به شمارمی آیند ودرتمام جلسات گروهها و کارگاههای آموزشی حضوری پررنگ دارند درمورد خانم مقصودی همین بس که روزهایی هم که طبق بخشنامه ازتقلیل کاری برخوردارهستند بدون هیچ چشمداشتی وبخاطر علاقه وشوق درآموزشگاه حضوردارند وبه کارآموزشی وپرورشی می پردازند. برای خانم مقصودی وخانم اشتهاری هردوآموزگارموفق دبستان مولوی گرمه وهمه ی همکاران مشفق آرزوی توفیقات روزافزون دارم ودرهمین پست ازسایرمدیران نیز درخواست می گردد نمونه ای ازفعالیت های تصویری همکاران را جهت استفاده ی بقیه به ایمیل بنده ارسال نمایند..

4.jpg 

1.jpg 

3.jpg

2.jpg 

2.jpg

3.jpg





موضوع:
[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

بازی آنلاین خوااستثنا

بازی آنلاین فارسی خوا استثنا



 شکلکهای جالب آروین  شکلکهای جالب آروین  شکلکهای جالب آروین


منبع: شکوفه های کلاس اولی من





موضوع:
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

پوسترکلمات مربوط به خوا استثنا

 شکلکهای جالب و متنوع آروین

از این پست می توانید پوستر خوا استثنا را دریافت کنید و برای

تقویت حافظه ی بصری دانش آموزان در کلاس یا اتاق کودک

نصب نمایید. امیدوارم مفید واقع شود.







166.gif166.gif166.gif

منبع :شکوفه های کلاس اولی من





موضوع:
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

پاورپوینینت مربوط به خوا استثنا

کلمات و متن مربوط به خوا استثنا به صورت پاورپوینت

تقدیم به اولی های نازنین و باهوش




 شکلکهای جالب و متنوع آروین

شکلکهای جالب آروین شکلکهای جالب آروینشکلکهای جالب آروین                                                                                        
منبع: شکوفه های کلاس اولی من



موضوع:
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

دنیا دوروزه..

حتما ببینید!

زمان نمی ایستد و لحظه ها میروند قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم

WwW.FarsV.Com




[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 04:02 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

 

               siBxssF_425.jpg

باسلام وآرزوی خوشبختی برای تموم زوج های جوان داستان این جمعه البته کمی طنز است ولی امیدوارم ازخوندن آن لذت برده وازمشاجره های بی مورد درزندگی پرهیز کنید! و همیشه به هم عشق دهید:

رازجعبه ی کفش

زن وشوهری بیش از 60سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر مخفی نمیکردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد.

در همه ی این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود و در مورد جعبه فکر نمی کرد. اما بالاخره یکروز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند.

در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع رجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را از بالای کمد آورد و نزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده که همه چیز را در مورد آن جعبه به شوهرش بگوید. واز او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و دسته ای پول داخل کیسه ای  پیدا کرد. پیرمرد در این باره ازهمسرش سوال کرد.

پیرزن گفت:”هنگامی که ما قول و قرار ازدواج گذاشتیم مادر بزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم باید ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.”

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. تمام سعی خود را به کار برد تا اشک هایش سرازیر نشود. فقط دو عروسک در جعبه بودند. پس همسرش فقط دو بار در طول تمام این سال های زندگی و عشق از او رنجیده بود. از این بابت در دلش شادمان شد.

سپس به همسرش رو کرد و گفت:”عزیزم، خوب، این در مورد عروسک ها بود. ولی در مورد این همه پول چطور؟ اینها از کجا آمده؟”

پیرزن در پاسخ گفت: ” آه عزیزم، این پولی است که از فروش عروسک ها بدست آورده ام.”



[ جمعه 9 اسفند 1392 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

معرفی یک همکار

باعرض سلام وادب عکس های زیر از کلاس همکارخوبم خانم اشتهاری است که همانطور که قبلا در یکی از پست ها اشاره شد درتاریخ ۸بهمن وقبل از آن طی دوبازدید متوجه شدم که ۵۰ درصد کلاس بعد از۴ ماه ازسال تحصیلی به سواد خوانداری رسیده اند ومی توانند کتاب داستان وهمه ی حروف را بخوانند. باتشکراز خانم احمدی مدیر توانا وباسابقه ی مولوی گرمه که عکس هارو هم ایشان برام ایمیل کردند وازآنجا که یکی از وظایف سرگروه های آموزشی شناسایی معلمین ساعی وفعال است برخود لازم دیدم این همکار رابیشتر معرفی کنم البته همکاران بسیارشایسته ی دیگری هم داریم که درفرصتی مقتضی ازآنان هم خواهید شنید بدون اغراق همه ی همکاران پایه ی اول دلسوز هستند وبنده کمترین آنها هستم.درپایان ازخانم احمدی درخواست می گردد چندعکس ازکلاس اول دیگر آن اموزشگاه وآموزگار دلسوز وفعال آن خانم مقصودی را نیز ارسال نمایند چون این همکار گرانقدر نیز خیلی کوشاودل سوزمی باشند..

اشتهاری 3.jpg

 

اشتهاری 2.jpg

 

اشتهاری 1.jpg

 

اشتهاری 4.jpg





موضوع:
[ چهارشنبه 7 اسفند 1392 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه کوهنوردی (6)

باعرض سلام وادب برنامه ی کوه پیمایی این هفته کمی سبک تربود جالب ترین خاطره ای که در این روز دوستمان هادی هم در عکس اولی به تصویر کشیده است دوئل خنده داری بود که درراه بازگشت یک بطری نوشابه ای کوچکی را دیدیم که روی دیواری گذاشته بودند وبخوبی دورو بر آنرا باکمک کلوخ وسنگ حصار بندی کرده بودند تا در اثر وزش باد همون جا باشد. سئوال پیش آمد که این بطری چی داره وچرا اونجاست؟! اما نزدیک نبود تا محتوی آن راببینیم ناگهان دوستمان حسین پیشنهاد داد ببینیم کی می تونه با سنگ آن بطری را پایین بندازه؟! باوجود خستگی عین زمون کودکی شروع به سنگ پراکنی کردیم! اما انگار این بطری نمی خواست سرنگون شه!! البته بعدکلی وقت سرانجام دراین دوئل خنده دار این من پیرمردبودم که برنده شدم وبطری بیچاره راسرنگون کردم !!!!!!!!!

.jpg

.jpg

.jpg

.jpg

 





موضوع:
[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]

هرجمعه یک داستان

                

تبدیل موانع به فرصت

باعرض سلام به شما خوبان وهمراهان داستان هرجمعه ی این هفته را دوسه شب قبل در وبلاگ دوست وهمکار عزیزم حسن آقایی خوندم. امیدوارم مورد نظر شما گرامیان نیز قرار بگیرد:البته تصویر زیز را ازوبلاگ آق سوی گلستان گرفتم ..(گفتم منبع روگفته باشم تاحفظ امانت کرده باشم!) ارتباط این تصویر  به  داستان  را شما بفرمایید!!!!!!!!!!!:

 در روزگار قـــدیم ، پـادشاهی سـنگ بزرگــی را در یک جاده اصلی قـرار داد . سپس در

گوشه‌ای قایم شد تا ببیند چــه کسی آن را از جلــوی مسیر بـــر می‌دارد . بـــرخی از

بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هـای خود به کنار سنگ رسیدند ، آن را دور زدند و بــه راه

خود ادامه دادند.  بسیاری از آن‌هــا نیز به شاه بد و بیراه گفتند كــــه چرا دستور نداده

جاده را باز كنند. امّا هیچیك از آنان كاری به سنگ نداشتند. سپس یــك مرد روستایی

با بار سبزیجات به نزدیك سنگ رسید . بارش را زمین گذاشت و شانـه‌اش را زیر سنگ

قرار داد و سعی كـرد كه سنگ را به كنار جاده هل دهد . او بعد از زور زدن‌هـــا و عرق

ریختن‌های زیاد بالاخره موفق شد . هنگامی كه سراغ بـار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را

بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد كیسه‌ای زیر آن سنگ در زمـــین فرو

رفته است . كیسه را باز كرد پر از سكه‌های طلا بود و یادداشتی از جانب شاه كه این

سكه‌ها مال كسی است كه سنگ را از جــاده كنار بزند . آن مـــرد روستایی چیزی را

می‌دانست كه بسیاری از ما نمی‌دانیم !

هر مانعی ، فرصتی است تـا وضعیت‌مــان را بهبود بخشیم .



[ جمعه 2 اسفند 1392 ] [ 07:53 ق.ظ ] [ رجبعلی باقری ]